ميرزا احمد ميرزا خداوردى

78

اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )

مير مصطفى خان حكم محكم فرمود كه نعشها را دفن كنند و به اين طريق در هر جا يك چاه كندند و به هر جا صد نفر انداختند . خلاصه به اين طريق شهر لنكران و حوالى قلعه به طريقى ظاهرا پاك شد . ديگر دولت علّيهء ايران متنبّه گشت ، هيچ‌وقت با مير مصطفى خان به ميدان عرصهءگير [ و ] دار نيامدند و در ولايت طالش دولت علّيهء ايران همين مجادلهء بزرگ كرده‌اند . هر چند دفعاتى چند آمده بر سبيل شبيخون ، اما مطلبى حاصل نكرده‌اند . و بعد از [ اين ] مير مصطفى خان در جميع ولايت طالش حاكم به استقلال شده ، به قرار هشت سال « 1 » بل اضافه ، حاكم خودسرى بود ، حكومت كرد . اما وقتى كه مير مصطفى خان ولايت طوالش را از طرف قشون قاجاريه عارى نمود ، يك دسته از طايفهء روسيه [ در ] محل اقامت نمود به رسم ساخلو « 2 » گرى ، نه به رتق [ و ] فتق مهمات پرداخته شوند ، بلكه سالى چند عراده هيزم از جنگل طالش قطع ، حمل نقل كشتيها كرده ، روانهء ساحت حاجى ترخان مىنمودند . اما در وقتىكه مير مصطفى خان لواى اقتدار در طوالش برافراشت ، يك طغرا رسالهء استفساريه از وزراى دولت روسيه به سركردهء دستهء روسيه صادر فرموده بودند [ به اين مضمون كه ] : آيا ميوهء « 3 » طالش به چند سال مىرسد ، قابل و لايق خوردن مىشود ؟ و سركردهء روسيه در جواب نوشته بود : به قرار بيست [ و ] پنج سال ، قدرى اضافه ، مىرسد و مير مصطفى خان از مضمون همين رسالهء استفساريه مطلع گشت و تعجب نمود ، اين چه حرف است و اعيان و انصار خودش را جمع و فراهم نمود ؛ يعنى اين حرف را هر كس با تصورات خود واضح نمايد . يكى گفت : چون‌كه از پترزبورگ « 4 » تا در آنجا به قرار شش ماه راه است و خاصيت اين طرفها بر ايشان نامفهوم و نامعلوم است ، از اين جهت استفسار كرده‌اند . خلاصه هر يك به نوعى توضيح كردند و توضيح هيچ كدام به مغز كلّهء مير مصطفى خان

--> اين مانع ، جسد سربازان ايرانى است . ( 1 ) . مير مصطفى در ژوئيهء 1814 / هشتم شعبان 1229 پس از يك سال و نيم از تصرف قلعه ، فوت كرد . ( 2 ) . در نسخه « سلخو » . ( 3 ) . در نسخه « ميوء » . ( 4 ) . در نسخه « پطربرخ » .